خورشید طلعتش چو نمایان شد از افق
ظلمت فرو نشست و جهان نور بر گرفت
کّر و بیان زشوق و شعف نغمه گر شدند
چون باغ دین زنخل قد او ثمر گرفت
زینت به خود گرفت همه آشیان قدس
تا آن همای رحمت حق بال و،پر گرفت
افکند شور و ولوله اندر حجاز و شام
روزی که عزم معجز شق القمر گرفت
مکتب نرفته مسئله آموز دهر شد
نا خوانده درس علم لدنٌی زبر گرفت
پرسی اگر زنامش گویم محمد است
آنکس که تاج خسرو و قیصر زسر گرفت
وصف جمال و شرح خصال نکوی او
هرگز نمیتوان به چنین مختصر گرفت
عمری چو نوح باید و فکری چو بوعلی
تا شمّه ای زوصف رخش در نظر گرفت
دوشم میان انجمنی پیر پارسا گفت
این رموز عشق که در من اثر گرفت
در راه عشق هر که نهد پای گو بدان
باید به اولین قدمش ترک سر گرفت
باد صبا زمن به همه عاشقان بگوی
خُرّم دلی که تیر غمش را سپر گرفت
میگفت "فروغی " با نغمه ای رسا
در عشق یار مرغ دلم باز پر گرفت
#سما_فروغی
دل عاشقان...ما را در سایت دل عاشقان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54