باز امشب از غم هجران چو شبهای دگر
لشکر عشق توام بر دل شبیخون میزند
جای اشک از دیده ام امشب برون خون میزند
هجر تو از یک،طرف طعن رقیب از یکطرف
نیشتر بر این دل رنجور و محزون میزند
آتش عشقم،درون سینه از سودای عشق
شعله ها بر جان و دل بی حد و افزون میزند
سیل خون بر چهره ام جاریست آری گفته اند
خون دل چون شدفزون ازدیده بیرون،میزند
دوش از کنج لب لعلش ربودم،بوسه ها
همچنان دزدی که شب بر گنج قارون میزند
"فروغی " در ثبات عاشقی مانند شمع
طعنه ها بر وامق و،فرهاد و مجنون میزند
#سما_فروغی
ما را در سایت دل عاشقان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54