از قهر پا کشیده دم از آشتی زنیم
با یکدگر نشسته و صلح و صفا کنیم
آن به که رو به جانب میخانه آوریم
آنجا علاج درد دل مبتلا کنیم
پا در طریق مردم صاحبتظر نهیم
باشد مگر که این مس دل کیمیا کنیم
چون ذره کسب نور کنیم در ضیاء حق
تا همچو شمس جلوه به اوج قضا کنیم
تسلیم در قضا شده اندر رضای دوست
دل را رضا همیشه به حکم قضا کنیم
از تنگنای عالم هستی برون جهیم
فانی شویم روی به ملک بقا کنیم
تا کی کنیم فکر تن و پیرهن بیا
از پیرهن گذشته و تن را رها کنیم
برخیز تا بدرگه پیر مغان رویم
روی نیاز جانب آن آشنا کنیم
پا از محیط عالم خاکی فرا نهیم
تا جلوه ها در اوج فضا و سما کنیم
دست طلب به دامن مطلوب خود زنیم
وز هر چه غیر اوست به عالم ابا کنیم
دی گفت فروغی با خیل عاشقان
یارب مباد آنکه جز این دعا کنیم
#سما_فروغی
ما را در سایت دل عاشقان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55