سزد ای چرخ کج رفتار اگر گردی خراب امشب
بری کیفر از این اعمال زشت و ناصواب امشب
چه گویم ای فلک بر آل طه بس ستم کردی
شوی ویران که شد ظلم تو افزون از حساب امشب
به ضرب تیغ ابن ملجم بی دین بد اختر
علی در دامن محراب کرد از خون خضاب امشب
زجورت ای فلک احمد به جنت اشک می ریزد
نگر زهرای اطهر را تو با چشم پر آب امشب
شوی ای چرخ ، سرگردان که از جور و جفای تو
زچشم زینب و کلثوم می ریزد گلاب امشب
زدستت ای ستم گستر شکایتها بسی دارم
چرا کآتش فکندی در دل اهل کتاب امشب ؟
یقینم شد جفا جویی ، خصوصا بر صف خوبان
همی بینم خلیل الله بود در التهاب امشب
زجورت ای فلک دانی که اندر مسجد الاقصی
بود داود از این غم همی در پیچ و تاب امشب
به کوه طور موسی از غم مرگ علی هر دم
همی نالد چو رعد و اشک ریزد چون سحاب امشب
عیان با دیده بینا به چرخ چارمین بینم
زسیل اشک ، بر رخسار عیسی بس حباب امشب
به چشم معرفت گر بنگری هر دم عیان بینی
بود در نُه فلک غوغا ز قتل بوتراب امشب
زقتل شاه ملک لافتی واضح بگویم من
بود صاحب عزا ، خلاق ماه و آفتاب امشب
سحرگاهان "فروغی " اشک ریزان ، دل پر از خون گفت
زطبع آتشینم ریخت دُرّ خوشاب امشب
#سما_فروغی
دل عاشقان...ما را در سایت دل عاشقان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55