
باز امشب از غم هجران چو شبهای دگر لشکر عشق توام بر دل شبیخون میزند جای اشک از دیده ام امشب برون خون میزندهجر تو از یک،طرف طعن رقیب از یکطرف نیشتر بر این دل رنجور و محزون میزندآتش عشقم،درون سینه از سودای عشق شعله ها بر جان و دل بی حد و افزون میزندسیل خون بر چهره ام جاریست آری گفته اند خون دل چون شدفزون ازدیده بیرون،میزنددوش از کنج لب لعلش ربودم،بوسه ها همچنان دزدی که شب بر گنج قارون میزند"فروغی " در ثبات عاشقی مانند شمع طعنه ها بر وامق و،فرهاد و مجنون میزند #سما_فروغیبرچسبها: غم هجران ...
ادامه مطلب